شافل برایم شاملو پیدا کرده، "دیگر تنها نیستم". چشم‌هایم را می‌بندم. لیمیت صدا را برمی‌دارم هرچقدر بلند که می‌تواند بخواند، شاید حجم ناهنجار صداها را بپوشاند و فراموش کنم کجا هستم.

شب اعلام نتایج انتخابات، روی آن تخت لعنتی، ترکیب "شهر من رقص کوچه‌هایش را بازمی‌یابد" و "هیچ کجا هیچ زمان فریاد زندگی بی جواب نمانده است" شخصی‌تر از این حرف‌هاست. به شافل ایمان آوردم.

/ 3 نظر / 12 بازدید
ارش

سلام چه آرامشي دارين اينجا

هادی

سلام تبریک می گم چه وبلاگ قدیمی و فعالی داری شاد باشی جوون