شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

مثل همیشه دارم با این همه تلاش بیهوه برای تحت کنترل گرفتن اوضاع و تسلط بر اتفاقی که قرار است پیش بیاید و تصمیم "گرفتن" خودم را شکنجه می‌کنم. دیشب هی از خواب می‌پریدم و هر بار ماه به طرز شگفت‌آوری روشن، گرد و باشکوه، توی قاب پنجره بود. آرام می‌شدم و می‌خوابیدم. وضعیت عجیب پارادوکسیکال بود.

   + شقایق ; ٦:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :