شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

آخ از آن بعضی ضمناً

یک تصویر توی ذهنم هست از زنی شبیه اما بوواری -یا خودِ اما بوواری حتی- که صبح به صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن می‌نشیند پشت میز چوبی بزرگی رو به یک پنجره بلند و آفتاب‌گیر، و نامه‌هایش را می‌خواند. یکی یکی. بعضی را همان موقع جواب می‌دهد، بعضی را می‌گذارد کنار، که دیرتر.

همان. گیرم که جز نفس ماجرا، همه چیزش با لپ‌تاپ باز کردن صبح به صبح من فرق کند. آن میز و پنجره به آن بزرگی، این وسط جزئیات تصویر محسوب می‌شوند.

   + شقایق ; ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :