شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

از شایدها و ای‌کاش‌ها

 پله‌هایی زیادی هست در زندگانی، که آدم همیشه فراموش می‌کنه وجودشون رو. هر بار که از اونجا رد می‌شه زیر پاش خالی می‌شه، قلبش می‌ریزه. هر بار، بلااستثنا. که بعد مجبور می‌شه در حالی که داره تو اشک می‌میره، جوری که انگار هنوز رو مرز اشکه بگه "منو به گریه نیار".

   + شقایق ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :