شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

صورتامون رو به دوربین: راضی، عجیب راضی.

لباسی را که با وسواسی سه ساعته انتخاب کرده بودی، بعدش دقیقاً با همان ترکیبات بارها و بارها و بارها پوشیدی. آن قدر که معنی اش را از دست بدهد. یک فصل تمام، تقریباً هر روز. روزهای بعد از قبول کردن هرگزیِ رویایی هنوز شروع نشده. آن قدر و آن قدر و آن قدر، که معنی اش را کاملاً از دست بدهد...

نداد.

   + شقایق ; ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :