شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

چیزی که الان منو خوشحال می‌کنه و ندارمش از جنسی متفاوت با چیزای گذشته ست. چیزی که الان می‌خوام تنوع و هیجان و دور زدن روزمرگی‌ها نیست، چیزیه مثل بوی جوونه‌های ته کاسه که قراره سبزه بشن، و حس کردنش به یاد آوردن سال پیش همین موقع ست و سال پیشتر و سال‌های پیشترش، که یه درک خوبی از انسان و محکوم بودنش به زمان بهم می‌ده و به چیزای دست‌نیافتنی و دور از تصوری وصل می کنه‌م. دلم می‌خواد یه جاده داشته‌باشم با آسمونش و درختا و کوهای دورش، که مطمئن باشم جاده‌ی منه.

الان چیزی می‌خوام از جنس تعلق به مکان. حس کردن آرامش و امنیتی که وصل بودن به یه چیز مطلقا حقیقی به آدم می‌ده.

خسته ام از به این در و اون در زدن های بیهوده.

   + شقایق ; ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :