شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

jesse: I know what you mean about wishing somebody wasn't there, though. It's just usually it's myself that I wish I could get away from. Seriously, think about this. I have never been anywhere that I haven't been. I've never had a kiss when I wasn't one of the kissers. Y'know, I've never, um, gone to the movies, when I wasn't there in the audience. I've never been out bowling, if I wasn't there, y'know making some stupid joke. I think that's why so many people hate themselves. Seriously, it's just they are sick to death of being around themselves.

-before sunris, 1995-

من نمی فهمم ماجرا چیه که انقدر از ماجراهای یک شب و تمام خوشم میاد. شب ایگوانا، این. شاید همین یک شب ارتباط انسانی بیرون مرزهای خودساخته ست که به وجدم میاره. این که تو فردا بر می گردی به زندگی قبلی ت اما اون یه شب وجود داره. و تو به چیزی برای ایمان داشتن دست پیدا کرده ی. سدهای شکسته، موانع از میان برداشته شده... بعد شاید برداری یه فیلم هم بسازی راجع به زندگی ٣۶۵ انسان تو سراسر دنیا، راجع به زندگی روزمره شون، روزنامه خوندن و کارت زدن و صبونه خوردن، و "قشنگ" به نظرت بیاد.

هنوزم ته ذهنم فکر می کنم اینا هردوشون می رن و تصمیم می گیرن که به احترام این یک شب هرگز شیش ماه دیگه اونجا برنگردن. اون یه شب وجود داشته، همین بسه.

   + شقایق ; ٦:۳٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :