شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

نقد کلاس کمالی بودا، یه همچون اوضاعی شده الانم :دی

پیش نوشت:

فیزیک پایه-یک

فیزیک پایه-دو

 

چند روز پیش داشتم با یکی یه صحبتی می کردم که تو اگه می خوای روانشناسی بخونی چرا داری المپیاد ادبی می دی که طلا بگیری خب کنکور انسانی بده که جای یه نفریو که می خواد با طلاش ادبیات بخونه نگیری. می گفت که من دارم کار اشتباهی نمی کنم، دو تا راه هست واسه روانشناسی خوندن یکیش کنکوره و مستقیم و یکی دیگه ش اول ادبیات خوندن بعد تغییر رشته دادن و اینا. بعد من که می گفتم خب پس از رو تنبلی داری راه آسون ترو انتخاب می کنی می گفت که نه اتفاقا راه پیچ دارتر سخت تره. و هرچی هم براش استدلال می کردم متوجه غیراخلاقی بودن کارش نبود. من نمی فهمیدم کجای استدلالام ایراد داره، یهو دیدم ای بابا از بیخ اشتباهیم، فرض غلط بوده اصولا و معلومه که به نتیجه ی درست نمی رسیم: "دو راه"ی وجود نداره، اون کاری که اون می خواد بکنه اصولا جزو راه های تعریف شده توی سیستم برای رسیدن به اون مقصد نیست، دور زدن سیستمه.

حالا با این مقدمه ی طولانی، می خوام بگم این بحث فیزیک پایه هم این جوری جواب نمی ده چون فرض این که "اگه این روشو اجرا کنین نتیجه می گیرین و تا وقتی اجرا نکردین نمی تونین ایرادی به معلم بگیرین" اشتبا ست. الان تنها فرض ما اینه که این معلم قراره یه کمکی به ما بکنه که به هدف تعریف شده واسه این کلاس (که احتمالا چه می دونم بالای فلان درصد زدن فزیزیک پایه ی کنکوره) برسیم. یعنی این که چرا ما این روشو اجرا نمی کنیم خودش یه سواله که باید حل بشه برای جلو رفتن تو حل مسئله ی اصلی که چرا ما به هدف این کلاس نمی رسیم. و سوال اساسی ایه، چون روش معلم قراره ما رو به هدف برسونه و این طبق حرف خود معلم یکی از قسمتای اصلی روششه.

تکلیف فزیک پایه چیه؟ هر بار حل کردن یه تعداد زیادی تست کتاب آبی از اون مبحث و یه سری هم "10k+n" از میکرو طبقه بندی گاج. بیاین مقایسه ش کنیم با یه درسی که معمولا بچه ها تکلیفشو انجام می دن: دیفرانسیل. (دیفرانسیل حدود یک سوم ریاضی کنکوره با ضریب چاهار و فیزیک پایه فکر کنم بیشتر از نصف با ضریب سه، یعنی از نظر اهمیت تقریبا یکی ان، و البته یه چیزی هم که می گن معمولا وقت گذاشتن رو فیزیک "می ارزه" یعنی اگه بخونی می تونی تستاشو بزنی و دیفرانسیل صددرصد این طور نیست. پس این جا در حالت کلی دلیلی وجود نداره که آدما حل تمرینای دیفرانسیلو به فیزیک پایه ترجیح بدن)

خب خلاصه، تکلیفای دیفرانسیل یه تعداد زیادی تست طراحی یا گلچین شده ست که تقریبا بیشتر تیپ های سوال اون مبحثو دربر می گیره. این تست ها یک یا دو جلسه سر کلاس رفع اشکال دقیق می شه، یعنی معلم دیفرانسیل صفحه به صفحه از کلاس می پرسه که ایا این جا اشکالی دارن یا نه و اگه اشکالی هست رفعش می کنه. تکلیف بعدی همه ی تستای اون مبحث از آبی یا اندیشه فائقه که اینو این طور که من می دونم بیشتر از نصف کلاس یه اقدامی براش می کنن حالا یا از هر دو کتاب یا فقط یکیش. و اینا هم مورد خاصی اگه باشه رفع اشکال می شه. و خب میانگین دیفرانسیل پونزده شونزده درصد بالاتره. فیزیک پایه این تستای گزیده رو نداره، درسته که کتاب آبی یه سری "تیپ" داره اما وقتی خود معلم سوالایی رو به عنوان تکلیف جدا از اون کتاب کت و کلفت داره می ده، آدم وقتی به معلم اعتماد داشته باشه دیگه امکان نداره اینا رو که صاف از زیر دستش اومده نزنه. و یهو با یه حجم زیاد که نمی دونه چه کارش کنه مواجه نمی شه. حالا می تونه در مراحل بعدی تکلیفای همیشگیش باشه برای "دانش آموزان علاقمند" و اینا. آخر جزوه هاشم یه تعدادی تمرین داره که تو درس حل می کنیم. اینا پشت سر هم تو یه صفحه نوشته شده ن و جا واسه حل همون جا ندارن. به خاطر همین خیلیا از جمله خود من یا حلشو نمی نویسن یا اگه می نویسن انقدر درهمه که نمی تونن بخوننش بعدا. از اونجایی که همه چیز فیزیک پایه تو همون جزوه ست خیلی راحت تر و منسجم تره که جواب اون تمرینا هم تو همون باشه و نه تو یه دفتر جدا. یعنی به سادگی می شد یه ذره جا باشه زیر هر سوال که این "سوالای مهم" هم حیف نشن. با این دو تا تغییر تو "تکلیف دادن" همه قطعا یه سری نمونه سوال دیده ن و شک ندارم که میانگین کمی از این بالاتر میاد.

یه سری چیزای دیگه هم می خواستم بگم که چون این خیلی طولانی شد باشه برای بعد.

   + شقایق ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :