شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

"از آن ما، شاید که آینده"...

ریدم به زندگیم.

با انتخاب "کنکور" به عنوان برنامه ی امسالم به معنای واقعی کلمه ریدم به زندگیم.

نه که بحث کارای هیجان انگیزی که به جای دست و پا زدن تو این لجن می تونستم انجام بدم باشه، یعنی اینم هست اما نه همه ش. بحث اصلی مسیر زندگیمه که اساسا تغییرش دادم با این انتخاب. دوباره خودمو گیر اقیانوس وسیع به جای آبگیر عمیق انداختم. یادته خانوم فرهنگی قبل کارگاه علومو که داشتم سه تا پروژه مو می زدم تو سر خودم و می گفتی این انتخاب خودت بوده که اون اقیانوسه باشی؟ یه پروژه علوم پایه یکی هنر یکی علوم انسانی. هه. همه ش هم هیچی. آره انتخاب خودم بوده. انتخاب لعنتی خودم بوده. بابا اقیانوسم که باشه باید عمیق باشه آدم، که محاله. پس باید رفت و مرد.

پ.ن. خیلی طولانی تر باید می بود این پست اما کوتاه شد. صرفا به این دلیل که حال تایپ ندارم الان، شاید بعدا اضافه کنم.

   + شقایق ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :