شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

تنهایی ای در این دنیا هست

آن قدر عظیم که در حرکت آرام عقربه های ساعت

می بینی اش.

 

باید راهی باشد

حتماً باید راهی باشد

که تا به حال به فکرمان نرسیده

چه کسی این مغز را به من داد

که می گرید

که می خواهد

و می گوید که هنوز امیدی هست

و نمی گوید نه.

 

_از شعر خرد شدن، بوکفسکی-

   + شقایق ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :