شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

کارگاه 87-اختتامیه

مسخره ست، وقتی می دونم بلد نیستم بگم و تهش نمی تونم اون چیزی که می خوامو بگم و کلمه هام دقیقا همون جوری انتخاب شده ن که به منظور غلط برسه چرا می نویسم خب؟ یعنی اه. لعنتم به خودم که می دونستم اون راهش نیست، که می دونستم اون کار دقیقا همون چیزیه که همه چیرو خراب تر از هر چی می کنه، کی می دونستم و نشستم اون گوشه. احمق هم به اون فارغ التحصیله گفتم که نمی دونم کی بود و از کجا اومده بود و اصن نمی فیهمید چی داره می گه. توضیح دادن واقعا کار بی خودیه ولی الان که این همه منظورم برعکس رفته باید توضیح داد لابد. بعد توضیح دادنم بلد نیستم. مسخره ست.

   + شقایق ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :