شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

بعد که تو این شهر مسخره، از هفت نفر تو چارراه ولیعصر تلفن می خوای و هیچ کدوم، حتی پلیس سر چارراه و حتی همکارش ندارن، نمی دونی که لعنت به این آدما یا لعنت به تو که با این  ویلن و کیف سنگین و کیسه ی کتاب، با این یقه ی کج ژاکت و مقعنه ی خراب و شال گردن آویزون، قیافه ت هیچ شبیه دزدا نیست.

   + شقایق ; ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :