شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

اين مرگ نترسيد

من ديوونه ميشم وقتی شکيلا رابه راه گريه می کنه. و ديوونه تر وقتی حرف عزای عمو اسماعيل ميشه و شکيلا ميگه :چقدر ما عزا داريم! اين دفعه دوتايی گريه می کنيم.

قد بابابزرگ حداقل ۴۰ سانت ازم بلند تر بود و اين ۴۰ سانت به بلندی همين ۴۰ روزی بود که گذشت. بود و ديگه نيست.

              اين مرگ نترسيد؛ حتی از اون قد بلند...

   + شقایق ; ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٤
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :