شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

نشستم یه لیست نوشتم از آدمایی که برام عزیز بودن و هستن. جلوی هر اسمی نقطه ی اوج رابطه م با اون آدم رو می نویسم. بعد یه فلش و  وضعیت فعلی رابطه رو. به جز سه نفر که نقطه ی اوج نداشتم باهاشون و همیشه "نسبتا خوب" بوده همه چیز و دو نفر دیگه که "معمولی" هستن، بقیه تو وضعیت "هیچی" ان. کاش "تموم شده" بودن،" به گند کشیده شده"، یا اصن هرچی. این همه آدم تو حالت "هیچی" واقعا چیز مزخرفیه. من از این هیچی ها متنفرم.
_______
خودآزاری، همه جوره ش، مرضی ه که این روزا افتاده به جونم.  

   + شقایق ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :