شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

:((

يه لحظه ديس کانکت شدم و همون يه لحظه تموم خوشی که بابت نوشتن اون شعر جديد(اتفاق) داشتم رو له کرد. همون يه لحظه بهم گفت که تو هيچی نيستی جز يه وجود پوچ که هيچی  حاليش نيست. همون يه لحظه کافی بود تا خودمم باور کنم که هيچی نيستم جز...

                             از اين لحظه های لعنتی متنفرم!

   + شقایق ; ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٤
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :