شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

کاملا یاد اون بار می افتم که با مدرسه رفته بودیم اصفهان. اون شب که حکم بازی می کردیم و همه ورقای آشغالشون رو می نداختن وسط و می گفتن "به امید یارم".

من قراره این تابستون کلی کار مفید و این حرفا انجام بدم. یاران گرامی، دوستان عزیز، دارین منو؟!

   + شقایق ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :