شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

دیشب با یه تکون از خواب پریدم یهو. دیدم که نوار نارنجیم افتاده رو تختم. شاید از باد شدید. شعر این روزها (قایق های طوفان زده ی این دریا/ فقط در باور یک خیال باف حرفه ای/ به ساحل باز می گردند.)، عکس بچگیم که با اون کاپشن نارنجی شبیه پفک شدم، نقاشی یه دست و نقاشی ای که تازه با آیدا کشیدم هم باهاش افتاده بودن خب. درستش نکردم. خسته تر از این حرفا بودم. و اتاق هم خب تاریک بود.

   + شقایق ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :