شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

خط خط خط...

مداد حرکت می کنه. منحنی های عجیبی که تا حالا ندیده بودمشون میان روی کاغذ. خط هایی که نمی دونم تا حالا کجا بوده ن. این منم که دارم مدادو حرکت می دم. و خب یعنی که چشم های خودمن که اینا رو دیده ن. و اینی که کشیدمش هم خودمم.

این منم؟!

دست بود اول فقط. انگشتا اما رسیدن به بازو و بعد شد من.

این؟! منم؟!

 

پ.ن. می خوام سر فرصت دست همه ی کسایی که دوسشون دارم یا بدم میاد ازشون یا هر جوری واسم مهمن رو بکشم. شاید تابستون...

   + شقایق ; ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :