شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

شبه. تاریکه. همه جا. همه جای اتاقم. اما من دقیقا می دونم روان نویس خاکستریم رو کدوم گوشه ی میز کنار تختمه. می دونم دفترم تو کشوی چندم، زیر چند تا پوشه ست. می دونم رو نوار نارنجیم چه شعرای مسخره ای نوشته شده؛ حتی خطشون و فاصله شون از گوشه ی کاغذو هم می دونم: "شاید در کوچه های خورشید رفته باران بود/ که دیوانه ای در من/ چترهای احتیاط را می بست/" می دونم چند وقته تغییری نکرده. می دونم جای خالی فرانی زویی و تونل تو کتابخونه م دقیقا کجاست و می دونم نارتسیس و گلدموند چندمین کتاب ردیف دومه. می دونم آینه کجاست. می رم جلوش. همه جا تاریکه. چیزی تو آینه دیده نمی شه اما من می دونم تصویر اون تو دقیقا چه جوریه. لبخند احمقانه ش به اوضاع رو حفظ حفظم.

   + شقایق ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :