شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

واقعیت است این
که برهنه روبرویم ایستاده
چشمانش حتما عریان تر شده اند
نه، خجالت می کشم خیره نگاهش کنم
می توانی اسمش را ترس بگذاری.
بیا
با چند تکه خیال
و لباسی بر این هیبت ترسناک بپوشان.
بیا
تا از نیش مار ترس هایم
جوانه های بی خودی امید بشکفد.

   + شقایق ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :