شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

 

هی خانوم، نشستی اینجا داد می زنی سرم که چی؟ که به قول خودت زندگی کردن یادم بدی؟ که هی بکوبی تو سرم که زندگی خوندن و نوشتن و سازدهنی و اینایی که من میگم نیست؟ که پاشم... اه. لعنت. لعنت به معنی واقعی کلمه به من که نشستم اینا رو گوش می دم و هیچی نمی گم. لعنت به من که مطمئنم زندگی کردنو بلدم...

یه بار دیگه هم گفتم بازم میگم هزار بار دیگه هم بعدا میگم: من اینجا جام خوبه. زحمت نکشید نمی تونین بیدارم کنین.

تموم.

   + شقایق ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :