شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

كامل شد!

لباس شعر كه تنگ مي شود براي واژه ها
از مداد من فرار مي كنند
وصف سبزه و گل و درخت؟!
نه، يك صفت؛
يك صفت براي اسم شعرواره را
از من و مداد من دريغ مي كنند.

      *
درز شعر را پاره مي كنم
با كلافي از خيال رنگ رنگ
وصله مي زنم لباس واژه را
تا سياه و سرد و تار زمستان كه مي رسد
     واژه ها، بي لباس يخ نزنند.

     *
برف و باد و سردي زمان:

مداد من شكوفه مي دهد
با لباسي از خيال رنگ رنگ
واژه ها
از بهار حرف مي زنند....

پ.ن. وزنش يه جاهايي مشكل داره. كلا پيش نهاد بدين!

   + شقایق ; ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :