شبدر چهارپری
صفحات وبلاگ

جرقه

يه جرقه ي كوچيك براي سوختن يه انبار كاه و تركيدن يه بشكه نفت كافيه. حالم به هم مي خوره از اون لحظه هايي كه براي تركيدن فقط به يه جرقه احتياج دارم. درست وقتي كه واقعا مي خواستم بيام مدرسه و دلم به يه ره توشه خوش بود اعلام مي كنن كه مدرسه تعطيله! و يه بدبختي (هر چند به نظر خيليا مسخره) به بدبختي هاي ديگه (كه همچنان به نظر…) اضافه ميشه. قضيه اون قدر بده كه حتي نمره ي فيزيك مي تونه اون جرقه باشه. حتي نمره ي فيزيك! خوشحال و شاد و خندانم! مي دوني كه!
پ.ن. مانيتور نداشتم و تا چند وقت ديگه هم ندارم. پس دوباره تا يه مدتي نيستم.

   + شقایق ; ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥
    ()
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :